عبد الجليل قزوينى رازى
235
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
بدين سبب به دو شتافتند ، و مالها بذل كردند ، و دختران را به دو بازبستند ، تا از پس او بمراد رسيدند و بر امّت مسلّط شدند ، مادر بمرگ او بنشيناد بچه مراد رسيدند ! ؟ به خوردن يا بپوشيدن « 1 » يا بناهاى عالى يا گنجهائى كه بنهادند يا بشهوتهائى كه براندند . . . ! ؟ سيرت بو بكر ظاهر است كه چه خورد و چه پوشيد ، سيرت پسنديدهء ايشان كه هريك از آفتاب ظاهرتر است ، و كتاب « المفصح فى الإمامة » كه محمّد نعمان الحارثى كرده است چند طعن بر اجّلاى « 2 » صحابه زده است و به چند لقب بد عمر را برشمرده است » . امّا جواب چنين فصل بىأصل و نقل بىمغز چگونه توان نوشتن با چندين حوالات محال و بهتان و إثم و إفك كه بتشنيع برين « 3 » طايفه نهاده است و از اين آيت و معنى آن بىخبر مانده كه بارى تعالى گفت : « وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ « 4 » » و قال تعالى « وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ » « 5 » و هرترك و تازى و عامى « 6 » كه اين فصل بخواند يا بشنود گمان برد كه اين مذهب شيعه است و خداى تعالى عالم است كه برين وجه نه مذهب امامتيان « 7 » اصولى است ، و اگر اخباريى يا حشويى يا غالبى چيزى گويد و نقلى نادرست افتد ؛ بر اصوليّه بستن غايت بىامانتى و نامسلمانى باشد و بضرورت جوابى كافى شافى بىتقيّه و تعصّب برود با حجّت و دلالت و معارضت ان شاء اللّه تعالى ، بارى تعالى توفيق رفيق همهء مسلمانان گرداناد تا در قول و قلم آن آرند كه بقيامت از عهده بدر توانند آمدن انّه القادر القدير . امّا جواب آنكه « صحابهء بزرگ و سلف صالح و زنان رسول را دوست ندارند و بد گويند » در فصول متقدّم برفته است ، و از تكرار بىفايده ملال خيزد و نه مذهب اصوليان است چنان كه صعود و نزول جايز داشتن بر خداى تعالى نه
--> ( 1 ) - ع : « بنوشيدن » م : « نوشيدن » . ( 2 ) - ع ح د : « در اجلاى » . ( 3 ) - ع ث م ب : « بدين » . ( 4 ) - در سورهء مباركهء مرسلات در ده مورد ذكر شده است . ( 5 ) - آيهء 7 سورهء مباركهء جاثيه . ( 6 ) - ح د : « و هرتركى و تازيى و عاميى » . ( 7 ) - ث م ب ح د : « اماميان » .